ترجمه "badge" به فارسی

نشان, نشانک (نشانشناسی) بهترین ترجمه های "badge" به فارسی هستند.

badge noun verb masculine دستور زبان

Objet porté sur les vêtements, fixé par une épingle à travers le tissu.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشان

    noun masculine

    Avec le badge, vous n'êtes pas là pour un cours d'autodéfense.

    خب ، حدس ميزنم که با اون نشاني که داري . براي کلاس دفاع شخصي اينجا نيستي

  • نشانک (نشانشناسی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " badge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "badge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه