ترجمه "bague" به فارسی

انگشتر, حلقه بهترین ترجمه های "bague" به فارسی هستند.

bague noun feminine دستور زبان

Un morceau de métal (précieux) circulaire porté autour du doigt.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشتر

    bijou circulaire porté au doigt

    En nettoyant ma voiture j'ai perdu ma bague.

    موقع تميز کردن ماشين انگشتر من گم شد

  • حلقه

    noun

    Un morceau de métal (précieux) circulaire porté autour du doigt.

    Nulle part on ne trouvait la bague.

    آن حلقه در هیچ جائی قابل یافتن نبود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bague " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bague"

عباراتی شبیه به "bague" با ترجمه به فارسی

  • دسته کردن · متحد شدن
اضافه کردن

ترجمه های "bague" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه