ترجمه "baie" به فارسی
خلیج, میوه, سته بهترین ترجمه های "baie" به فارسی هستند.
baie
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
Fruit charnu [..]
-
خلیج
nounéchancrure du littoral
On va sur la baie pour traîner si tu veux venir.
ما میخوایم برای گشت و گذار بریم سمت خلیج اگه دلت میخواد بیای
-
میوه
noun feminineQu'elle vous avait donné un mélange de Galerina séché et de baies de genévrier.
اون گفته که به شما یه مخلوط از گالرینای خشک شده و میوه سرو کوهی داده
-
سته
noun femininetype de fruit charnu, en général indéhiscent et contenant une ou plusieurs graines
-
ترجمه های کمتر
- شرم
- توت
- جو
- جوی
- حبه
- خلیج کوچک
- دانه
- ستهها
- شاه نشین
- شفت
- ميوههاي ستهاي
- میوه توتی
- میوههای نرم
- نهر
- نيامكها
- پنجره بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "baie"
عباراتی شبیه به "baie" با ترجمه به فارسی
-
شرکت بایر
-
خلیج چساپیک
-
سهره چهچههزن سینهکهر
-
خلیج بزرگ استرالیا
-
خلیج هادسن
-
خلیج بفین
-
خلیج هادسن
-
ستهها (گياهشناختي)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن