ترجمه "bain" به فارسی
وان, آب تنی کردن, استحمام کردن بهترین ترجمه های "bain" به فارسی هستند.
bain
noun
masculine
دستور زبان
Un bac ou un bassin utilisé pour le bain. [..]
-
وان
noun masculineRemplis le bain avant qu'on perde la pression.
برو و وان رو پر کن قبل از این که فشار رو از دست بدیم.
-
آب تنی کردن
verb masculine -
استحمام کردن
verb masculineDemain matin, après le bain, nous organiserons des prières.
صبح بعد اينکه استحمام کرديد ، عبادت ميکنيم
-
ترجمه های کمتر
- حمام
- حمام گرفتن
- طشت
- وان حمام
- گرمابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bain" با ترجمه به فارسی
-
تشناب
-
دهانشویه
-
شلوار شنا · لباس شنا · مايو · مایو
-
شلوار شنا · لباس شنا · مايو · مایو
-
حمام عمومی
-
حمام
-
آب تنی کردن · استحمام کردن · حمام · حمام گرفتن · دستشویی · طشت · وان حمام · گرمابه
-
حوله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن