ترجمه "bar" به فارسی

بار, ماهی باس دریایی, میخانه بهترین ترجمه های "bar" به فارسی هستند.

bar noun masculine دستور زبان

meuble [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun

    unité de mesure de pression équivalent à 100 000 pascals [..]

    J'aimerais bien, mais je sais toujours pas comment le bar pourrait tourner tout seul.

    خيلي دوست دارم ، اما هنوز نفهميدم چطوري بار خود به خود باز بشه.

  • ماهی باس دریایی

  • میخانه

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • بوفه
    • تالار
    • سالن زیبایی
    • سوفچه سفيد
    • سوفچه شنزي
    • قالب
    • میز کناری
    • کاروانسرا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bar

région lorraine

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارماهی

    nom vernaculaire ambigu désignant en français certains poissons, essentiellement de la famille des Moronidés, qui désigne principalement deux espèces : le bar commun (Dicentrarchus labrax) et le bar tacheté (Dicentrarchus punctatus)

تصاویر با "bar"

عباراتی شبیه به "bar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه