ترجمه "base" به فارسی
پایه, اساس, پایگاه بهترین ترجمه های "base" به فارسی هستند.
Le côté inférieur d'un triangle ou autre polygone, ou la face inférieure d'un cône, d'une pyramide ou autre polyèdre. [..]
-
پایه
nounsocle [..]
L'électricité pour les villes, au mieux, est appelée la charge de base de l'électricité.
برق در شهرها، در بهترین حالتش، چیزی است که برق پایه خوانده می شود.
-
اساس
nounsocle [..]
L’élève basera son devoir sur la suggestion de conversation du cahier.
نمایش باید بر اساس پیشنهاد صفحهٔ اول جزوهٔ کار و آموزش اجرا شود.
-
پایگاه
nounsocle
Leur interaction sera documentée et sauvegardée dans une base de données consultable.
و در نهایت ارتباطاتشان مستند شده و در یک پایگاه داده قابل جستجو ذخیره میشود.
-
ترجمه های کمتر
- باز
- بنیاد
- بُن
- بُنیاد
- ته
- ریشه
- زیربنا
- زیرساخت
- شالوده
- شالودَه
- قاعده
- مبنا
- پایه برای توپولوژی
- پایَه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " base " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "base"
عباراتی شبیه به "base" با ترجمه به فارسی
-
بازارهاي فراورده · بازارهای کالا · مبادلههای کالا
-
فراوردههای میوه
-
پایگاه دانش
-
باز نوکلئوتیدی
-
بانک اطلاعاتی برخط
-
جفت باز
-
پایگاه اطلاعات کتابشناختی
-
بانك دادهها · بانک اطلاعات · دادگانها · پایگاه اطلاعات · پایگاه داده · پایگاه دادهها