ترجمه "bassin" به فارسی
لگن خاصره, استخوان لگن, استخوان تهيگاه بهترین ترجمه های "bassin" به فارسی هستند.
bassin
noun
masculine
دستور زبان
Formation rocheuse excavée par l'érosion de l'eau. [..]
-
لگن خاصره
noun(Anatomie) Grande cavité osseuse qui sert de point d’attache aux membres inférieurs.
mon bassin et mes deux bras.
استخوان لگن خاصره و هر دو بازویم .
-
استخوان لگن
mon bassin et mes deux bras.
استخوان لگن خاصره و هر دو بازویم .
-
استخوان تهيگاه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- استخوان شرمگاهي
- استخوان نشيمنگاه
- دوره رخوت
- زمین باتلاقی
- لگن
- کاهش فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bassin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bassin"
عباراتی شبیه به "bassin" با ترجمه به فارسی
-
حوضه بسته
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
-
پارک ملی حوضه آبریز بزرگ
-
لگن خاصره
-
بانگ چاله
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
-
برنده
-
حوضه اقیانوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن