ترجمه "baume" به فارسی
روغن, روغن مالی, مرهم بهترین ترجمه های "baume" به فارسی هستند.
baume
noun
masculine
دستور زبان
-
روغن
noun masculineCe livre m’a mis du baume au cœur.
مطالب آن کتاب برای جانم روغن بَلَسان بود.
-
روغن مالی
noun masculine -
مرهم
noun masculineIls disaient que la mort et les effusions de sang étaient des baumes pour son coeur.
مي گفتن که مرگ و خونريزي ، مرهم قلب شه.
-
پماد
noun masculineJe demande un baume de menthe, camomille et Clay pour sceller la plaie.
از پماد نعنا ، بابونه و خاک رُس استفاده می کنم که زخم رو ببندم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baume " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baume" با ترجمه به فارسی
-
ترپانتین · گل حناي كانادايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن