ترجمه "beau" به فارسی
زیبا, قشنگ, خوب بهترین ترجمه های "beau" به فارسی هستند.
beau
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui a des propriétés sympathiques ou positives (spécifiquement en rapport avec les sens, et principalement celui de la vue). [..]
-
زیبا
adjectiveQui a des propriétés sympathiques ou positives (spécifiquement en rapport avec les sens, et principalement celui de la vue).
Comme cette fleur est belle !
آن گل چه زیبا!
-
قشنگ
adjectiveOn a dérobé un beau vêtement et l’on n’a rien dit.
آنها یک ردای قشنگ دزدیدهاند و آن را پنهان کردهاند.
-
خوب
adjective masculineC'est une belle façon de dire ça, Karen.
يه روش خوب هم براي گفتن اين هست ، کرن.
-
ترجمه های کمتر
- پسندیده
- مقبول
- خوش قیافه
- خوشتیپ
- خوشقیافه
- خوشچهره
- خوشگل
- زيبا
- زیبایی
- عالی
- قشنگہ
- ناز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beau" با ترجمه به فارسی
-
باجناق · برادر ناتنی · برادندر · نابرادری · هیور
-
هنرهای زیبا · هنرهای مستظرفه
-
دختندر · سنه · سنهار · نادختری · نافرزندی
-
زیبای خفته
-
ایگل مارملوس
-
بل کانتو
-
برادر شوهر، برادر زن، شوهر خواهر، داماد، باجناق
-
اختراع · خیال · قصه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن