ترجمه "beurre" به فارسی
کره, مسکه, روغن بهترین ترجمه های "beurre" به فارسی هستند.
beurre
noun
verb
masculine
دستور زبان
Produit alimentaire doux et gras fabriqué en battant de la crème de lait (principalement du lait de vache).
-
کره
nounaliment obtenu à partir de la matière grasse du lait [..]
Je suis la seule australienne qui aime le beurre de cacahuète.
من تنها استراليائي هستم که عاشق کره بادام زميني ام.
-
مسکه
noun[maska] |dialecte afghan|
-
روغن
noun masculineFait de poudre de riz et de beurre de karité.
از " ارروت " و روغن درخت قلم درست شده.
-
قالب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beurre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "beurre"
عباراتی شبیه به "beurre" با ترجمه به فارسی
-
کرهٔ بادام زمینی
-
کره بادام زمینی
-
کرم کره
-
خمیر بادام زمینی · کره بادامزمینی
-
خمیر بادام زمینی · کرهٔ بادام زمینی
-
ساندویچ مربا و کره بادام زمینی
-
کرهٔ بادام زمینی
-
چربي كره · چربی شیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن