ترجمه "bilan" به فارسی

ترازنامه, تعادل فکری, خونسردی بهترین ترجمه های "bilan" به فارسی هستند.

bilan noun masculine دستور زبان

(banque) solde [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازنامه

    noun masculine

    Morgan bat de l'aile, on entre dans son bilan.

    اگه مورگان ورشکست کنه ، تمام حساب هاي ما ميرن توي ترازنامه شون

  • تعادل فکری

    noun
  • خونسردی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سکوت
    • عدالت
    • قضاوت منصفانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bilan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bilan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bilan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه