ترجمه "biographie" به فارسی

زندگینامه, نامواژه, زندگینامهها بهترین ترجمه های "biographie" به فارسی هستند.

biographie noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندگینامه

    noun

    genre littéraire

    Le livre de Dietrich était le point de vue de sa fille, c'était une biographie.

    اما کتاب زندگینامهی دیتریچ بر اساس مشاهدات دخترش بود؛ یک زندگینامه بود.

  • نامواژه

    noun
  • زندگینامهها

    De nombreux chrétiens ont puisé du réconfort dans la lecture de biographies.

    بسیاری از برادران با خواندن زندگینامهها تشویق و تقویت شدهاند.

  • ترجمه های کمتر

    • بیوگرافی
    • تاریخچه زندگی
    • تذکره
    • زندگینامههای خودنوشت
    • سرگذشت
    • سوگنامهها
    • شرح حال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biographie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "biographie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه