ترجمه "blanche" به فارسی
سِفيد, ذره, سفید بهترین ترجمه های "blanche" به فارسی هستند.
blanche
adjective
noun
feminine
دستور زبان
Figure de note de musique [..]
-
سِفيد
-
ذره
noun feminine -
سفید
adjectiveDeux petits lapins, un lapin blanc, et un lapin noir, vivaient dans une grande forêt.
دو خرگوش، یک خرگوش سفید و یک خرگوش سیاه، در یک جنگل بزرگ زندگی می کردند.
-
ترجمه های کمتر
- سپید
- نقطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blanche " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Blanche
noun
proper
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Blanche" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blanche در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "blanche"
عباراتی شبیه به "blanche" با ترجمه به فارسی
-
جوجهتیغی چهارانگشتی
-
غول درخشان
-
کلک سفید
-
کوسه بزرگ سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن