ترجمه "blocage" به فارسی
انسداد, راه بندان, سد راه بهترین ترجمه های "blocage" به فارسی هستند.
blocage
noun
masculine
دستور زبان
Passage bloqué dans un tube ou un tuyau. [..]
-
انسداد
noun masculineSi Hamish ne mange pas assez bien, iI pourrait avoir un blocage.
اگه غذاي بد براي هميش بپزي ممكنه دچار انسداد روده بشه
-
راه بندان
noun masculine -
سد راه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- محاصره
- پات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blocage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blocage" با ترجمه به فارسی
-
مداخله آنزيمي · مهارکنندههای آنزیم
-
بلوک پرونده
-
عبارت انسداد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن