ترجمه "bois" به فارسی
جنگل, چوب, بیشه بهترین ترجمه های "bois" به فارسی هستند.
bois
noun
verb
masculine
دستور زبان
Substance dure et fibreuse des arbres (1) [..]
-
جنگل
noun masculineLe bois est plein d'arbres.
جنگل پر از درخت است.
-
چوب
nounmatériau naturel
La plupart des temples japonais sont fait en bois.
اکثر معبدهای ژاپنی از چوب ساخته شدهاند.
-
بیشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- الوار
- سازهای بادی چوبی
- ǧuġard
- بیشه زار
- بیشهزار
- جنگلکاری کردن
- درختزار
- درودگری
- زمین جنگلی
- ساز بادی
- شاخ گوزن
- شاخگوزنی
- نجاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bois " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bois"
عباراتی شبیه به "bois" با ترجمه به فارسی
-
چوب خمیر · چوب كاغذ
-
الوار · تختهبشكه · تختهها · تير چوبي ارهشده · تيرچهها · چوب ارهشده · چوب شكافته
-
چوب گرد
-
الوار
-
چوب عصاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن