ترجمه "boisson" به فارسی
نوشابه, نوشیدنی, مشروب بهترین ترجمه های "boisson" به فارسی هستند.
boisson
noun
feminine
دستور زبان
Liquide servant à la réhydratation par la bouche, pour ... ''(Sens général)'' [..]
-
نوشابه
nounJe connais quelqu'un qui serait parfait en chercheur en boissons énergisante.
من یکی رو میشناسم که کارش تو تحقیقات نوشابه انرژی زا خیلی درسته
-
نوشیدنی
nounliquide destiné à la consommation
Ne buvez pas de boissons froides pendant le repas car l’huile se solidifierait dans votre estomac.
همراه غذاها نوشیدنی سرد نخورید، زیرا باعث ماسیدن روغن در معده تان می شود.
-
مشروب
noun feminineLiquide fait pour être bu.
Pas de véritable faiblesse pour les femmes ou la boisson.
نقطه ضعفی در مورد زنها و مشروب نداره.
-
ترجمه های کمتر
- نوشیدنیها
- آشاميدنيها
- اشامیدنی
- ترشی
- سرخ شدن
- عمل بلع
- قدرت بلع
- مستی
- نوشيدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boisson " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "boisson"
عباراتی شبیه به "boisson" با ترجمه به فارسی
-
شير بازاری · شیر مایع
-
صنعت آبميوه · صنعت نوشابهسازی
-
پريها (نوشيدني الكلي)
-
رفتار نوشيدن · عادات نوشیدن
-
الکل · نوشیدنیهای الکلی
-
کربنافزایی
-
دوغ
-
جوش شیرین · سودا · نوشابه گازدار · کربنات سدیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن