ترجمه "bombe" به فارسی
بمب, قنبره, بمباران کردن بهترین ترجمه های "bombe" به فارسی هستند.
bombe
noun
feminine
دستور زبان
Succès, évènement mémorable. [..]
-
بمب
nounCet endroit peut supporter la force d'une bombe nucléaire.
نه, پدرم اينجا رو براي مقاوت در برابر بمب هسته اي ساخته بود.
-
قنبره
noun -
بمباران کردن
verb feminineMon travail n'a pas été en baisse bombes..
کارم بمباران کردن نبود
-
ترجمه های کمتر
- مخزن
- نارنجک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bombe
Bombe (météorologie)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bombe" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bombe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bombe"
عباراتی شبیه به "bombe" با ترجمه به فارسی
-
بمب آتشزا
-
بمب جنسی
-
بمب گرافیتی
-
بمب لولهای
-
بمبگذاری · حمله كردن با بمب
-
واتر بالون
-
سناریوی بمب ساعتی
-
بمب جی بی یو · بمب هدایتشونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن