ترجمه "bon" به فارسی

خوب, khub, خوشبو بهترین ترجمه های "bon" به فارسی هستند.

bon adjective noun masculine دستور زبان

Partie nutritive ou saine de quelque chose. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوب

    adjective

    Un bon cuisinier ne jette pas la soupe d'hier.

    آشپز خوب سوپ دیروز را دور نمی ریزد.

  • khub

    verb masculine
  • خوشبو

    adjective

    Ca sent bon le pneu.

    به من بگو لاستيکها خوشبو هم هستن ؟

  • ترجمه های کمتر

    • خوشمزه
    • خیر
    • درست
    • نیکی
    • بااستفاده
    • بسیار خوب
    • خوبی
    • سند
    • سودمند
    • مساعد
    • مفید
    • نافع
    • نیک
    • هزینه
    • پرمنفعت
    • کوپن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه