ترجمه "bonbon" به فارسی

آبنبات, آب نبات, شیرین کردن بهترین ترجمه های "bonbon" به فارسی هستند.

bonbon noun adverb masculine دستور زبان

Nourriture douce et riche en sucre.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبنبات

    confiserie, généralement aromatisée avec divers goûts sucrés

    Je n'avais jamais gouté de ma vie un bonbon.

    من هرگز در زندگیم آبنبات را نچشیده بودم.

  • آب نبات

    اسم
  • شیرین کردن

    verb masculine
  • ترجمه های کمتر

    • شیرینی قندی
    • صیقل کردن
    • معجون
    • کانفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bonbon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bonbon"

اضافه کردن

ترجمه های "bonbon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه