ترجمه "bonne" به فارسی

خوب, خوشبو, خوشمزه بهترین ترجمه های "bonne" به فارسی هستند.

bonne noun adjective feminine دستور زبان

Femme qui s'occupe des enfants d'autres personnes généralement comme travail à temps plein.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوب

    adjective

    Un bon cuisinier ne jette pas la soupe d'hier.

    آشپز خوب سوپ دیروز را دور نمی ریزد.

  • خوشبو

    adjective

    Ca sent bon le pneu.

    به من بگو لاستيکها خوشبو هم هستن ؟

  • خوشمزه

    adjective

    Ils sont dans la phase d'exploration de leur vie. Et certaines choses pourraient être vraiment bonnes.

    آنها در مرحله کاوش در زندگیشان هستند، بعضی چیزها میتواند برایشان تبدیل به چیز خوشمزه شود.

  • ترجمه های کمتر

    • بنده
    • خادم
    • خدمتکار
    • خدمتگزار
    • دختر
    • مستخدمه
    • نوکر
    • نیک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bonne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bonne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bonne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه