ترجمه "botte" به فارسی
چکمه, بافه, بسته بهترین ترجمه های "botte" به فارسی هستند.
botte
noun
verb
feminine
دستور زبان
Chaussure épaisse au long col [..]
-
چکمه
nounگونهای پایافزار است که معمولاً هم پا و هم قوزک پا را میپوشاند
Elle en a deux autres, plus petits, dans sa botte droite.
دو تا چاقوي کوچولوي ديگه هم توي چکمه سمت چپش داره.
-
بافه
noun feminine -
بسته
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- بوت
- پوتين يا چكمه
- پوتین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " botte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "botte" با ترجمه به فارسی
-
لگد زدن
-
متملق · نوکر · پادو · پست · چاپلوس · کاسه لیس
-
ماریو بوتا
-
دستهبندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن