ترجمه "bouffe" به فارسی

غذا, khande dar, خوراک بهترین ترجمه های "bouffe" به فارسی هستند.

bouffe noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • غذا

    noun

    Si tu l'as pas remarqué, la bouffe est larguée, Junior.

    اگه متوجه نشدي ، غذا انداختن ، پسر جون.

  • khande dar

  • خوراک

    noun feminine

    La bouffe, le chauffage et le loyer de cet énorme appartement.

    هزينه خوراک ، سيستم هاي گرمايشي.و اجاره آپارتمانو

  • غريب, نا اشنا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bouffe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bouffe" با ترجمه به فارسی

  • کس خوری
  • بالاپوش · دم کشیدن · ضربان داشتن · قهر کردن · نفس نفس زدن
  • خوردن · زدن
اضافه کردن

ترجمه های "bouffe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه