ترجمه "bourdons" به فارسی
زنبور درشت, زنبورعسل بهترین ترجمه های "bourdons" به فارسی هستند.
bourdons
noun
masculine
دستور زبان
-
زنبور درشت
noun -
زنبورعسل
nounElle regrette d'avoir pris le pendentif au bourdon.
اون گفت به خاطر برداشتن آويز زنبورعسل متأسفه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bourdons " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bourdons" با ترجمه به فارسی
-
زنبورهاي عسل نر · زنبورهای نر · سخن یکنواخت
-
برمر · بومبوس · زمینهنوا · زنبور درشت · زنبورعسل · زنبورهاي بامبل
-
برمر · بومبوس · زمینهنوا · زنبور درشت · زنبورعسل · زنبورهاي بامبل
-
برمر · بومبوس · زمینهنوا · زنبور درشت · زنبورعسل · زنبورهاي بامبل
-
برمر · بومبوس · زمینهنوا · زنبور درشت · زنبورعسل · زنبورهاي بامبل
-
زنبورهاي عسل نر · زنبورهای نر · سخن یکنواخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن