ترجمه "boxer" به فارسی
باکسر, بوکس زدن, موتور بوکسوری بهترین ترجمه های "boxer" به فارسی هستند.
boxer
verb
noun
masculine
دستور زبان
1 - Chien [..]
-
باکسر
L'un d'entre eux a écrit « Boxer », le chien décédé de ses grands-parents.
یکی هم با «باکسر» سگ مرده پدربزرگ و مادربزرگش شروع کرد.
-
بوکس زدن
verb -
موتور بوکسوری
moteur à pistons dans un même plan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boxer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Boxer
Boxer (chien)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Boxer" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Boxer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "boxer"
عباراتی شبیه به "boxer" با ترجمه به فارسی
-
بوکس · بوکس بازی
-
داور بوکس
-
بوکس · مشتزنی
-
دستکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن