ترجمه "boycotter" به فارسی

بایکوت, تحریم, تحریم کردن بهترین ترجمه های "boycotter" به فارسی هستند.

boycotter verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بایکوت

    noun
  • تحریم

    noun

    Maintenant considérez le mouvement des droits civils en Alabama en 1955 qui luttait contre la ségrégation raciale dans les bus qu'ils voulaient boycotter.

    حالا جنبش حقوق شهروندی سال ۱۹۵۵ در آلاباما رو در نظر بگیرید که با تحریم اتوبوسرانی بر علیه تبعیض نژادی در اتوبوس برخاستند.

  • تحریم کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boycotter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "boycotter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه