ترجمه "brise" به فارسی
نسیم, نسیمها, باد صبا بهترین ترجمه های "brise" به فارسی هستند.
brise
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
نسیم
noun feminineLa plus grande des tornades commence par une petite brise.
قویترین گردباد با یه نسیم کوچک شروع میشه
-
نسیمها
-
باد صبا
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- بادها
- جهت باد
- سهل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brise" با ترجمه به فارسی
-
تئوری پنجره شکسته
-
شیشه جلو
-
کشتی یخ شکن · یخشکن (کشتی)
-
برایس سولیل
-
بادشکنها · كمربندهاي گياهي
-
خمیر بریزه · خمیر کلوچه
-
اسکله بندر · خاکریز · دیواره سد · سیاه · موج شکن · موجشکن · موجشکنها
-
بادشکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن