ترجمه "bug" به فارسی
باگ, اشکال نرمافزاری بهترین ترجمه های "bug" به فارسی هستند.
bug
noun
masculine
دستور زبان
-
باگ
nounJe finis d'installer les pares-feux pour empêcher d'autres bug de se télécharger.
فایروال رو دارم راه اندازی می کنم تا از دانلود یه باگ دیگه جلوگیری بشه
-
اشکال نرمافزاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bug
Bug (rivière)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bug" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bug در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن