ترجمه "cadeau" به فارسی
هدیه, پیشکش, کادو بهترین ترجمه های "cadeau" به فارسی هستند.
cadeau
noun
masculine
دستور زبان
Quelque chose donné à une autre personne volontairement et sans contrepartie financière.
-
هدیه
nounElle a reçu un cadeau de son copain.
او از دوست پسرش هدیه ای دریافت کرد.
-
پیشکش
noun -
کادو
nounOn a dit qu'on se ferait pas de cadeaux, cette année.
ادگار ، ما که بهم گفته بوديم امسال به همديگه کادو نميديم.
-
ترجمه های کمتر
- استعداد
- امانت گذاردن
- درون داشت
- دهش
- ره اورد
- زمان حال
- قدرت دادن
- موهبت
- هدیه دادن
- وکالت دادن
- پیشکشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cadeau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cadeau"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن