ترجمه "calendrier" به فارسی

تقویم, تقويم, گاهشماری بهترین ترجمه های "calendrier" به فارسی هستند.

calendrier noun masculine دستور زبان

Tableau des jours, habituellement pour une année complète.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقویم

    noun

    Je pense que nous devrions tous regarder attentivement ce calendrier.

    پس به نظرم ما باید نگاهی سخت و طولانی به این تقویم بیاندازیم.

  • تقويم

    Je lui ai offert le même calendrier que moi.

    يه تقويم داراي کلمه روز براي کريسمس بهش دادم. بيحاصل!

  • گاهشماری

    گاهسنجی

  • ترجمه های کمتر

    • برنامه زمانی
    • برنامه ساعات کار
    • جدول ساعات کار
    • سالنامه
    • صورت اوقات
    • مواد موردبحث
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " calendrier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Calendrier
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقویم

    noun

    Calendrier astrologique babylonien, Ier millénaire avant notre ère.

    تقویم فالگیری بابِلی مربوط به هزارهٔ اوّل ق. د. م.

عباراتی شبیه به "calendrier" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "calendrier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه