ترجمه "calme" به فارسی

آرام, خاموش, آرامش بهترین ترجمه های "calme" به فارسی هستند.

calme adjective noun verb masculine دستور زبان

absence de bruit [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective noun

    posé, tranquille [..]

    Choisis un endroit calme pour discuter avec lui.

    بهتر است که در محیطی آرام با او گفتگو کنید.

  • خاموش

    adjective

    En 1854, l’auteur américain Henry Thoreau écrivit : “ La majorité des hommes vivent des existences de calme désespoir. ”

    در سال ۱۸۵۴، نویسندهٔ آمریکایی هِنری تِرو نوشت: «تودههای مردم زندگانی را در نومیدیی خاموش بسر میآورند.»

  • آرامش

    noun masculine

    Après la tempête, vient le calme.

    پس از طوفان، آرامش گسترده میگردد.

  • ترجمه های کمتر

    • آشتی
    • آرام شده
    • آرام کردن
    • آرام کرده
    • استراحت
    • بدون موج
    • بي صدا
    • بی جنبش
    • حرف نزدن
    • ساکت
    • ساکت کردن
    • سکون
    • صفا
    • کم صدا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " calme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "calme"

عباراتی شبیه به "calme" با ترجمه به فارسی

  • آرام شدن · آرام کردن · آشتی کردن · تسکین دادن · خواباندن · ساکت شدن · ساکت کردن · سبک کردن · فرو نشاندن · لالا کردن · نرم کردن
  • آرام شدن · آرام کردن · آشتی کردن · تسکین دادن · خواباندن · ساکت شدن · ساکت کردن · سبک کردن · فرو نشاندن · لالا کردن · نرم کردن
اضافه کردن

ترجمه های "calme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه