ترجمه "camion" به فارسی
کامیون, ماشین باری, کامیونها بهترین ترجمه های "camion" به فارسی هستند.
camion
noun
masculine
دستور زبان
Véhicule terrestre motorisé [..]
-
کامیون
nounvéhicule automobile destiné au transport routier de marchandises [..]
Le camion avait quelques problèmes d'embrayage.
سیستم کلاچ کامیون دچار مشکل بود.
-
ماشین باری
nounVéhicule terrestre motorisé|1 [..]
-
کامیونها
Le tout premier emploi qu'il eu dans le safari a été de réparer les camions.
اولین شغلی که او در سفرهای سیاحتی گرفت تعمیر کردن کامیونها بود.
-
ترجمه های کمتر
- سروکار داشتن با
- مبادله
- کامیون باری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " camion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "camion"
عباراتی شبیه به "camion" با ترجمه به فارسی
-
کامیونها
-
کامیونهای مخزنی
-
کامیون باری مخزنی
-
دامپ تراک
-
كاميونهای یخچالی · کامیونهای سردخانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن