ترجمه "camping" به فارسی
کمپینگ, اردوزنی, اوقات فراغت بهترین ترجمه های "camping" به فارسی هستند.
camping
noun
masculine
دستور زبان
Activité (1) [..]
-
کمپینگ
noun masculineactivité qui consiste à rester au même endroit sous une tente
Nous faisions aussi du camping et avions des échanges très agréables autour du feu.
همچنین با آنان به کمپینگ میرفتیم و دور آتش گفتگوهای بسیار خوبی داشتیم.
-
اردوزنی
noun masculine -
اوقات فراغت
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- تفریح
- فعالیتهای اوقات فراغت
- قرار گاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " camping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "camping" با ترجمه به فارسی
-
قطار · ماشین کاروان · کاروان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن