ترجمه "canadien" به فارسی
خراشدهندهها, ديسكها, دیسکها بهترین ترجمه های "canadien" به فارسی هستند.
canadien
adjective
noun
masculine
دستور زبان
De ou relatif au Canada ou à ses habitants.
-
خراشدهندهها
-
ديسكها
-
دیسکها
noun
-
ترجمه های کمتر
- ماشینهای شخمزنی و علف هرزکنی
- کشتگرها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " canadien " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Canadien
noun
masculine
دستور زبان
Personne de nationalité canadienne.
-
کانادایی
nounJe suis Canadienne et je suis la plus jeune d'une fratrie de 7.
من کانادایی هستم و من کوچکترین فرزند از بین هفت بچه دیگر هستم.
تصاویر با "canadien"
عباراتی شبیه به "canadien" با ترجمه به فارسی
-
بتولا آلگانیانسیس · بتولا لوتئا · توس زرد
-
بازیکن فوتبال گریدیرون
-
رديفسازها · ردیفکنها
-
خراشدهندهها · ديسكها · دیسکها · ماشینهای شخمزنی و علف هرزکنی · کشتگرها
-
کانادایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن