ترجمه "carnivore" به فارسی
گوشتخوار, گوشتخواری, جانوران گوشتخوار بهترین ترجمه های "carnivore" به فارسی هستند.
carnivore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Animal qui se nourrit de viande [..]
-
گوشتخوار
nounorganisme se nourrissant principalement de chair
Cette plante se déplace rapidement, elle est rare, et tout aussi rare, elle est carnivore.
این گیاه میتوانست سریع حرکت کند، که نادر بود، و گوشتخوار بود، که این هم نادر بود.
-
گوشتخواری
-
جانوران گوشتخوار
noun masculine -
حیوان گوشتخوار
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carnivore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carnivore"
عباراتی شبیه به "carnivore" با ترجمه به فارسی
-
گياهان حشرهخوار · گیاهان گوشتخوار
-
جانوران گوشتخوار · گوشتخواری
-
گوشتخواران (راسته)
-
گوشتخواران
-
گیاهان گوشتخوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن