ترجمه "carotte" به فارسی
هويج, گزر, هویج بهترین ترجمه های "carotte" به فارسی هستند.
carotte
noun
feminine
دستور زبان
Légume [..]
-
هويج
nounLégume [..]
Non mais on pourrait le rôtir avec des carottes, des panais et des pommes.
نه ، ولي ميتونستيم کباب با هويج زردک و سيب کباب بکنيمش.
-
گزر
nounLégume jaune-orange, de forme allongée et arrondie qui peut se consommer crue ou cuite.
-
هویج
nounگیاهی خوراکی و دوساله از خانواده چتریان
Elle déteste les carottes.
او از هویج بدش می آید.
-
ترجمه های کمتر
- هویجها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carotte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carotte"
عباراتی شبیه به "carotte" با ترجمه به فارسی
-
کیک هویج
-
آب هویج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن