ترجمه "carrefour" به فارسی
تقاطع, اتصال, دهکده بهترین ترجمه های "carrefour" به فارسی هستند.
carrefour
noun
masculine
دستور زبان
Endroit où, dans les villes et à la campagne, se croisent plusieurs rues, routes, chemins.
-
تقاطع
croisement de voies de communication
Le cycliste va quand même traverser le carrefour.
اما دوچرخه سواری که می بینیم، می خواهد از تقاطع رد شود.
-
اتصال
noun masculine -
دهکده
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carrefour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carrefour"
عباراتی شبیه به "carrefour" با ترجمه به فارسی
-
چراغ ترمز · چراغ راهنمایی
-
فرفره · فلکه · چرخ فلک · گردونه · گرش
-
تقاطع همسطح
-
فلکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن