ترجمه "casser" به فارسی

شکستن, خراب کردن, ادامه ندادن بهترین ترجمه های "casser" به فارسی هستند.

casser verb دستور زبان

Terminer en deux morceaux ou plus, qui ne peuvent pas être assemblés à nouveau facilement. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکستن

    verb

    Briser, rompre

    Je pense que les os cassés sont le résultat de la chute de l'immeuble sur sa tête.

    فکر ميکنم شکستن استخون هاش در نتيجه ي افتادن ساختمون روي سرش باشه.

  • خراب کردن

    Verb verb

    Si je casse un truc, je le répare.

    اگه من چيزي رو خراب کردم ، خودم درستش مي کنم.

  • ادامه ندادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برگشتن
    • بس کردن
    • بهترشدن
    • تایم
    • تعلیق
    • شکست
    • فرار از زندان
    • قطع کردن
    • مهلت
    • نوبت داشتن
    • نوبت شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " casser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "casser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "casser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه