ترجمه "central" به فارسی

اولیه, مدافع میانی, مركزي بهترین ترجمه های "central" به فارسی هستند.

central adjective noun masculine دستور زبان

Se trouvant au centre.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اولیه

    adjective masculine

    83% des victimes sont des mayas, des victimes qui sont les descendants des premiers habitants de l'Amérique Centrale.

    خب ۸۳ درصد از قربانان از اقوام مایا هستند، قربانیانی که بازمانده ساکنان اولیه آمریکای جنوبی هستند.

  • مدافع میانی

    position d'un joueur de volley-ball

  • مركزي

    adjective masculine

    Chaque commandant connaît les codes de l'ordinateur central de Zion.

    فرمانده هر كشتي كدهاي دسترسي به كامپيوتر مركزي زايان رو داره.

  • ترجمه های کمتر

    • مرکزی
    • مياني
    • نیمه راه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " central " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Central

Central (MTR)

+ اضافه کردن

"Central" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Central در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "central" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "central" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه