ترجمه "chaleur" به فارسی
گرما, گرمی, با محبت بهترین ترجمه های "chaleur" به فارسی هستند.
chaleur
noun
feminine
دستور زبان
Forme d’échange d’énergie [..]
-
گرما
nounLe soleil nous procure de la lumière et de la chaleur.
خورشید به ما روشنی و گرما می بخشد.
-
گرمی
nounLisez avec chaleur, en exprimant les sentiments suggérés par les mots.
در خواندن خود گرمی بگنجان، و سعی کن احساسات تشریحشده در کلمات را در بیان خود منعکس نمایی.
-
با محبت
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- خونگرمی
- دماي بالا
- هرم
- گرم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chaleur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chaleur" با ترجمه به فارسی
-
حرارت جنسي · فحلي · نافحلیت · چرخه استروس · چرخه فحلی
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
-
جزایر گرمایی شهری
-
حرارت جنسي
-
تشخیص حرارت فحلی · تشخیص فحلی
-
انتشار حرارتی · انتقال گرما · مبادله گرما
-
تلمبههای گرمایی · پمپهاي گرمايي
-
گرماتكيدگي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن