ترجمه "charnel" به فارسی
بدنی, تنانه, جسمانی بهترین ترجمه های "charnel" به فارسی هستند.
charnel
adjective
masculine
دستور زبان
-
بدنی
adjective -
تنانه
adjective -
جسمانی
adjectiveControverses, disputes et querelles sont le quotidien de ceux qui portent sur la vie un regard charnel.
انسانهایی که طرز فکر جسمانی دارند با یکدیگر دعوا و مرافعه میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charnel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "charnel" با ترجمه به فارسی
-
آمیزش · آمیزش جنسی · جماع · مراوده · معامله · مقاربت · گائیدن · گاییدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن