ترجمه "charrue" به فارسی

گاوآهن, خیشها, برف روب بهترین ترجمه های "charrue" به فارسی هستند.

charrue noun feminine دستور زبان

Dispositif agricole tiré au raz du sol pour l'ouvrir afin d'y faire des plantations.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاوآهن

    instrument aratoire utilisé en agriculture pour labourer les champs [..]

    Puis la pire invention pour la femme fut la charrue.

    اما بعد بدترین اختراع زن ها - گاوآهن - از راه رسید.

  • خیشها

  • برف روب

    noun feminine

    Sais-tu ce qui va arriver si la charrue passe?

    جدا ميدوني اگه اون برف روب بياد و به ما برسه چه اتفاقي مي افته ؟

  • ترجمه های کمتر

    • خیش
    • خیشهای واگرد روي ديرك
    • شخم
    • شخم زدن
    • شخم کردن
    • گاو آهن
    • گاوآهنها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " charrue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "charrue"

عباراتی شبیه به "charrue" با ترجمه به فارسی

  • خيشهاي تاكستان · خیشهای صفحهبرگردان · گاوآهنهاي صفحهبرگردان
  • خیشها · خیشهای واگرد روي ديرك · گاوآهنها
  • خيشهاي تاكستان · خیشهای صفحهبرگردان · گاوآهنهاي صفحهبرگردان
  • خيشهاي زهكشي · خیشهای زیرزمینی · گاوآهنهای زیرزمینی
  • خیشهای عمقی
  • خیشهای دیسکی · گاوآهنهای دیسکی
  • خیشهای کار سنگین · گاوآهنهای کار سنگین
  • خيشهاي زهكشي · خیشهای زیرزمینی · گاوآهنهای زیرزمینی
اضافه کردن

ترجمه های "charrue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه