ترجمه "chasse" به فارسی
شکار, صید, تعقیب جنایتکاران بهترین ترجمه های "chasse" به فارسی هستند.
chasse
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
شکار
nountraque d'animaux dans le but de les capturer ou de les abattre
La chasse est interdite dans cette zone.
شکار در این منطقه ممنوع است
-
صید
noun feminineMaintenant, c'est la chasse aux secrets honteux des gens.
این روزها، صید رازهای شرمناک آدمها باب شده.
-
تعقیب جنایتکاران
noun -
شكار
noun femininePour le moment, cette chasse contrôle les besoins que tu éprouves.
براي الان ، اين شكار انگيزه تو رو كنترل خواهد كرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chasse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chasse"
عباراتی شبیه به "chasse" با ترجمه به فارسی
-
عکاسی حیات وحش
-
تازیها
-
تفنگ ساچمه ای · تفنگ ساچمهای
-
خلبان جنگنده
-
قرقاول
-
جنگنده · رزمنده · هواپیمای جنگنده
-
ماهیگیری با نیزه
-
سلاح شکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن