ترجمه "chauffer" به فارسی
گرم شدن, گرم کردن بهترین ترجمه های "chauffer" به فارسی هستند.
chauffer
verb
دستور زبان
Provoquer une hausse de température d'un objet ou d'un espace; faire en sorte que quelque chose devienne chaud. [..]
-
گرم شدن
verbsi vous avez un bâtiment qui n'a pas besoin d'être chauffé avec une chaudière,
اگر شما ساختمانی داريد که نیازی به گرم شدن توسط کوره ندارد،
-
گرم کردن
verbCa a chauffé la Terre et stoppé les courants océaniques.
این جریان ، زمین را گرم کرد و گردش جریان های اقیانوس را متوقف ساخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chauffer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chauffer" با ترجمه به فارسی
-
گرمایش
-
آبگرمکن خورشیدی
-
المنت
-
آب گرم کن · آبگرمکن
-
آب گرم کن حمام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن