ترجمه "chevaucher" به فارسی
راندن, سرريز, سواری بهترین ترجمه های "chevaucher" به فارسی هستند.
chevaucher
verb
دستور زبان
Aller à cheval
-
راندن
verbet chevaucher des météorites, ça fait peur,
و راندن شهاب سنگ، ترسناک است،
-
سرريز
verb -
سواری
nounet parfois de fées chevauchant des chiots.
و پریهایی که توله سواری می کنند.
-
ترجمه های کمتر
- سواری کردن
- همپوشانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chevaucher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chevaucher" با ترجمه به فارسی
-
دلیجان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن