ترجمه "circuit" به فارسی
سفر, سيستم, میدان مسابقه بهترین ترجمه های "circuit" به فارسی هستند.
circuit
noun
masculine
دستور زبان
circuit (électrique) [..]
-
سفر
noun masculine -
سيستم
noun masculineEnsemble de structures et de relations qui permettent le passage de biens d'un vendeur au client, et de l'argent du client au vendeur.
Tu transmets toujours et tu es sous tension, mais ton circuit est mort.
تو سيم زنده و سيستم ارسال و مخابره داري اما مَدارت از کار افتاده
-
میدان مسابقه
trajet fixé d'avance que doit parcourir un objet, un animal ou une personne
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circuit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circuit" با ترجمه به فارسی
-
فیبر مدار چاپی
-
تراشه
-
مدار الکترونیکی
-
ساختار بازاريابي · شبكههاي توزيع · کانالهای بازاریابی
-
مدار الکتریکی
-
طراحی مدار مجتمع
-
اتصال کوتاه
-
مدارهای مجتمع با کاربرد خاص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن