ترجمه "clair" به فارسی
آشکار, براق, تابناک بهترین ترجمه های "clair" به فارسی هستند.
clair
adjective
noun
adverb
masculine
دستور زبان
Visuellement brillant. [..]
-
آشکار
Des missiles en Turquie envoient un message très clair.
استقرار موشکها در ترکيه ، يه پيام خيلي آشکار ميفرسته.
-
براق
adjective -
تابناک
adjective
-
ترجمه های کمتر
- رنگارنگ
- روشن
- فروزان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clair " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clair" با ترجمه به فارسی
-
بیشهزارها
-
اتاق روشن
-
نقاشي سياه قلمي · کیاروسکورو
-
شفاف · نورانی · واضح
-
دریاچه سنت کلر
-
متن ساده
-
کوسه دمافروز
-
پنجره طاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن