ترجمه "cloche" به فارسی

ناقوس, انگلیسی, زنگ بهترین ترجمه های "cloche" به فارسی هستند.

cloche adjective noun verb masculine feminine دستور زبان

Instrument fait de métal, ordinairement de bronze, ... [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناقوس

    objet destiné à l'émission d'un son

    Un perchoir c'est comme ça qu'un tireur embusqué appellerait un clocher.

    برج ناقوس جاييه که تک تيرانداز بهش ميگه لانه پرنده.

  • انگلیسی

    noun feminine
  • زنگ

    noun

    Le jour de sa naissance, ils ont sonné les cloches du lever au coucher du soleil.

    روزي که بانو به دنيا اومدن زنگ ها از طلوع آفتاب تا غروب به صدا در اومد.

  • ترجمه های کمتر

    • گیاهپوشها
    • زنگ اخبار
    • زنگوله
    • ساده لوح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cloche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cloche"

عباراتی شبیه به "cloche" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cloche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه