ترجمه "coin" به فارسی
گوشه, مرحله قاطع, نقطه برگشت بهترین ترجمه های "coin" به فارسی هستند.
coin
noun
interjection
masculine
دستور زبان
Prisme métallique pour fendre le bois [..]
-
گوشه
noun masculineRégion autour du point où deux murs convergents se rencontrent.
Un des clients voulait une salle télé dans un coin du salon.
و یکی از مشتریان اتاق تلویزیون در گوشه اتاق نشیمنش خواست.
-
مرحله قاطع
noun masculine -
نقطه برگشت
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- نقطه تحول
- کنج
- گوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Coin
-
گوه
تصاویر با "coin"
عباراتی شبیه به "coin" با ترجمه به فارسی
-
ضربه کرنر
-
ضربه کرنر
-
دستشویی
-
دستشویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن