ترجمه "coin" به فارسی

گوشه, مرحله قاطع, نقطه برگشت بهترین ترجمه های "coin" به فارسی هستند.

coin noun interjection masculine دستور زبان

Prisme métallique pour fendre le bois [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشه

    noun masculine

    Région autour du point où deux murs convergents se rencontrent.

    Un des clients voulait une salle télé dans un coin du salon.

    و یکی از مشتریان اتاق تلویزیون در گوشه اتاق نشیمنش خواست.

  • مرحله قاطع

    noun masculine
  • نقطه برگشت

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • نقطه تحول
    • کنج
    • گوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coin
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوه

تصاویر با "coin"

عباراتی شبیه به "coin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه