ترجمه "col" به فارسی
یقه, گریبان, ا.آ.اف.اس بهترین ترجمه های "col" به فارسی هستند.
col
noun
masculine
دستور زبان
Partie d'habit autour du cou (1) [..]
-
یقه
bord supérieur d'un vêtement qui se rabat sur le cou. [..]
Vous en mettez du temps avec ce col!
داری یه کاری می کنی که بازکردن این یقه برام عذاب جهنم بشه!
-
گریبان
noun masculinePartie d'un vêtement qui entoure le cou.
-
ا.آ.اف.اس
-
ترجمه های کمتر
- برآشفتگی
- توالي هستهاي
- توالي ژن
- توالی نوکلئوتید
- توقیف
- جعبه تاتا
- خشم
- رمزهها
- غضب
- غیظ
- منشا همانندسازي
- گردنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " col " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "col"
عباراتی شبیه به "col" با ترجمه به فارسی
-
نقطه زینی
-
جرم یقه سفید
-
آندومتر · رحم · زهدان · ميومتر · گردن رحم
-
کارگر یقه سفید · یقه سفید
-
سرطان گردن رحم
-
کبوتر دریایی گردنسفید
-
كارگري
-
ا.آ.اف.اس (قالبهاي خواندن باز)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن