ترجمه "coller" به فارسی

جای گذاری, وفادار بودن, چسباندن بهترین ترجمه های "coller" به فارسی هستند.

coller verb دستور زبان

monter (une tente) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جای گذاری

  • وفادار بودن

    verb
  • چسباندن

    verb

    Avez-vous déjà copié et collé des données d'un PDF,

    آیا شما تاکنون برای کپی کردن و چسباندن داده از فایلهای پیدیاف تلاش کردهاید

  • چسبیدن

    verb

    Fixer à l’aide d’une colle.

    Coller du papier peint.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "coller"

عباراتی شبیه به "coller" با ترجمه به فارسی

  • برچسبندهها · سریشم · لعاب · وانمود کن · پرسش دشوار · چسب · چسباندن · چسبدار · چسبنده · چسبها
  • لباس تنگ
  • برچسبندهها · سریشم · لعاب · وانمود کن · پرسش دشوار · چسب · چسباندن · چسبدار · چسبنده · چسبها
  • لباس تنگ
اضافه کردن

ترجمه های "coller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه